فرقه بابیه از شکل گیری تا افول – علی محمد باب که بود؟

● زمان تقریبی لازم برای مطالعه: " 11 دقیقه "

مقاله ی پیش رو در مورد بنیانگذار فرقه بابیه، علی محمد باب نوشته شده و نویسنده سعی کرده که شخصیت و ابعاد مختلف زندگی او را به طور خلاصه تبیین نماید. امیدواریم پس از مطالعه ی این نوشته، به یک شناخت نسبی از پیشوای مکتب بابی دست پیدا نمایید. با ما همراه باشید.

فرقه بابیه از شکل گیری تا افول – علی محمد باب که بود؟
علی محمد باب، بنیانگذار فرقه بابیه

مؤسس و بنیانگذار فرقه بابیه

سید علی محمد شیرازی متولد اول محرم 1235 هجری قمری (۱۸۱۹ میلادی) پدرش میرزا رضا بزاز شیرازی را در کودکی از دست داد. پس از مرگ پدر، تحت سرپرستی دائی اش سیدعلی که پیشه تجارت داشت قرار گرفت. پس از رسیدن به بلوغ آموختن درس های ابتدائی فارسی را فراگرفت. علی محمد در کودکی به مکتب شیخ عابد که یکی از پیروان شیخ احمد احسایی بود می رفت.

پنج سال در آن مکتب، مبادی لغت فارسی را می آموخت. سپس به فرا گرفتن ادبیات فارسی و عربی پرداخت و پس از آن به سلک طلاب دینی درآمد ولی به طوررسمی طلبه نشد. دراین مدت کارهای او عادی نبود و از مردم کناره می گرفت. در ریاضت کشی وانجام ختمهای مختلف می کوشید و از دیگر ویژگی هایش خوش نویسی و تند نویسی بود.

پس از انجام تحصیلات مقدماتی در سن هفده سالگی در تجارتخانه دائی خود مشغول به کار شد. سپس برای کار به بوشهر نقل مکان کرد. در این ایام اوقات فراغت خود را با انجام کارها و مطالعات دینی سپری می کرد. تمایل زیادی به ریاضت داشت و در این امور افراط و زیاده روی می کرد به قدری که کم کم دارای افکار تخیلی و شاعرانه شد. او در بوشهر به صفت گوشه نشینی معروف شده بود. او را سید ذکر لقب داده بودند.

در این مدت از دعاها و مناجاتها رونویسی می کرد و پس از آن دچار بیماری روحی و روانی شد. دایی سید از این وضعیت روحی او نگران شد و پس از آنکه از معالجات پزشکی او ناامید گشت او را برای شفا و جدایی از این وضعیت به کربلا و نجف فرستاد. علی محمد در کربلا با شاگردان سیدکاظم رشتی آشنا شد و در حلقه درس سید کاظم به مدت یک سال حاضر شد. در این مدت با همدرسانش به کوفه می رفت و در مسجد کوفه همراه با دیگر معتفکان و گوشه نشینان به چله نشینی می پرداخت.

وی کتاب هایی می خواند که حکایت از شیخی گری و تاویل گرایی او دارد. در این ایام به ریاضتها و چله نشینی هایش ادامه می داد.سال 1257 هجری قمری (۱۸۴۲میلادی) به شیراز بازگشت و سرانجام وی شش ماه پس از فوت سید کاظم رشتی درپنجم جمادی الاول سال 1260 هجری قمری (۱۸۴۴میلادی) خود را باب نامید.

علی محمد باب، واسطه ی امام غایب!

او دعویهای تازه خود را درضمن تفسیرهایی که بر بعضی سوره های قرآن مانند سوره ی یوسف، کوثر و دعاها و خطبه ها می نوشت اظهار می کرد وخود را باب یعنی واسطه ی امام غائب و مردم می شمرد و می گفت: هر که می خواهد امام غائب را ببیند باید از باب وارد شود و خود را همان باب می خواند. در این مدت نامه هایی به همه جای ایران می نوشت و نزدیکی زمان ظهور امام زمان (عج) را بشارت می داد. علی محمد باب کارش این بود که مردم را به فداکاری در راه امام زمان (عج) دعوت می کرد و از این طریق شورشهایی توسط طرفداران خود برپا می کرد.

حسن گلپایگانی در ترجمه مفتاح باب الابواب معتقد است که علی محمد باب با دعات خود شرط می کرد فقط ساده لوحان و بی سوادان را به دین او دعوت کنند. وی معتقد است چون در ایران نیروی سیاست و مذهب در مرحله ای نبود که از این خطر جلوگیری کند باب موفقیت حاصل کرد. علی محمد باب به مکه رفت و وقتی در مکه بود رساله بین الحرمین را در جواب سوالات میرزا محیط کرمانی که از پیروان شیخ احمد احسائی و از مدعیان جانشینی بود نوشت. وی وقتی به شیراز بازگشت ادعای مهدویت کرد و طوری وانمود کرد که از راه نامعلومی به شیراز بازگشته است.

یوسف فضایی در کتاب “تحقیق در تاریخ و فلسفه بابی گری، بهائیگری و کسروی گرایی” به نقل از کنت دو گوبینو علت ظهور او در مکه را مطابقت ظهورش با روایتهایی که درباره ی ظهور امام زمان در مکه است می داند، ولی چون شیعیان منتظر در مکه کم بودند او به شیراز بازگشت وادعای جدیدش مبنی بر مهدویت را مطرح کرد. در همین زمان و وقتی در بوشهر بود نامه ای به ملاصادق خراسانی نوشت و دستور داد که در اذان نماز جمعه پس از ذکر شهادتها بگوید : اشهد ان علیا قبل بنیل باب بقیه الله! ملا صادق چنین کرد و خشم مسلمانان را برانگیخت.

شروع مخالفت علما

در این زمان حسین خان نظام الدوله در شهر نبود و وقتی که به شهر آمد، علما او را ترغیب کردند که ملاعلی اکبر ملامحمدصادق و دیگر پیروان باب را دستگیر کند. ملاصادق همراه با دیگر پیروان باب توسط نظام الدوله حاکم فارس دستگیر شد و بعضی را تازیانه زدند و برخی دیگر مانند محمدعلی بارفروش را با محاسن سوزانیده و با روی سیاه شده در بازار گردانیدند. علی محمد باب بنیانگذار فرقه بابیه نیز به مسجد وکیل شیراز توسط امام جمعه شیراز احضار شد و تمام دعوی خود را در مناظره ای که نظام الدوله حاکم فارس ترتیب داد، انکار کرد.

مؤسس فرقه بابیه تا اینجا امیدوار بود بتواند با جلب حمایت محمدشاه و وزیرش موقعیت خود را استوار کند برای همین اجازه خواست به تهران بیاید و حاجی میرزا آغاسی نیز منتظر او بود ولی شیخ عبدالحسین مجتهد او را مجبور به تغییر عقیده کرد. علی محمد در خانه اش بازداشت بود اما برای او امکاناتی فراهم می کردند و در این زمان یارانی نیز به یارانش اضافه شدند. تا اینجا علما راضی به اعدام او نبودند و دولت هم با این مساله به صورت جدی برخوردی نداشت.

ملاحسین بشرویه حاکم اصفهان را از ظهور باب مطلع کرد و یا به نقل از برخی منابع باب به اصفهان فرار کرد و به حاکم اصفهان معتمدالدوله پناه برد و یا اینکه حاکم اصفهان او را با حیله به اصفهان برد. این که دلیل کمک او به بنیانگذار فرقه بابیه علاقه به وی و یا دشمنی با حاجی میرزا آغاسی برای بروز اغتشاش و آشوب بود برای محققان مورد تردید است. همان طور که گفته شد یا حاکم اصفهان علی محمد باب را از شیراز به اصفهان آورد و یا باب در زمان شیوع طاعون به اصفهان فرار کرد و به معتمدالدوله پناه برد.

دستگیری علی محمد باب

حاکم اصفهان به دلیل تردیدش نسبت به او تصمیم گرفت او را در حضور علما بیازماید و پس از مناظره او را نزد خود نگه داشت؛ ولی برخی از منابع تصریح دارند که معتمدالدوله به دلیل دشمنی با حاجی میرزا آغاسی وزیر محمدشاه قصد داشت دراین مجلس گفتگویی میان علما و باب به راه بیندازد و از این طریق بنیانگذار فرقه بابیه را به مهر علما ممهور ساخته و به تهران ارسال کند.

ولی با عدم شرکت علما در این مجلس این کار میسر نشد و فتنه ای که می رفت به دست علی محمد باب و قدرت سیاسی معتمدالدوله بر پا شود، شکست خورد و تنها سه تن از علما در آن شرکت کردند. علما نامه ای به حاجی میرزا آغاسی نوشته و خواستار رفع توطئه شدند. بنابراین علی محمد باب دستگیر شد. در مدت حبس او، داعیان وظیفه تبلیغ ادعای او را به عهده داشتند. گفته می شود که معتمد الدوله، علی محمد باب را در مقابل عموم از اصفهان خارج کرد ولی پنهانی برگرداند.

در این مدت و به دلیل حمایت معتمدالدوله بود که فتنه بابیان بالا گرفت. به گفته بعضی از محققان عامل اصلی توقف سیدعلی محمد در اصفهان و بالا گرفتن فتنه بابیان، سفیر دولت روسیه دالگورکی بوده است. دالگورکی شخصی است که ادعا دارد اندیشه بابیت برای اختلاف انداختن بین شیعیان را او به ذهن علی محمد داخل کرد در صورتی که از اینجا یعنی زندانی شدن باب نقش دالگورکی در تاریخ شروع می شود.

چنین موقعیتی برای بابیان زمانی به وقوع پیوست که محیط سیاسی و اجتماعی ایران بیش از هر زمان دیگری آشفته و مردمانش پریشان خاطر بودند. از یک سوی بیماری مزمن شاه و انعکاس اضطراب و تزلزل بر اثر منازعات و دعاوی خانواده او بر سر تاج و تخت آن هم در میان مردم کوچه و بازار، از سوی دیگر رواج عدم اطاعت وزرای وقت از صدر اعظم سست عنصر و تعهد آنها در ایجاد مشکلات و کارشکنی در امر اصلاحات و کوشش برای تصاحب مقام صدر اعظمی زمینه های عدم ثبات سیاسی و اجتماعی را موجب گردید.

ماجرای تبعید علی محمد باب به ماکو و اعلام پیامبری!

گرایشات به سمت باب به دلیل ماهیت ضد دولتی این فرقه بود. پس از درگذشت معتمدالدوله و جانشینی گرگین، علی محمد باب توسط حاجی میرزا آغاسی صدراعظم محمدشاه که تمایلات صوفیانه داشت و به دولت روسیه تمایل داشت به ماکو تبعید شد و باعث واکنش های مختلفی در بین پیروان باب شد. دلیل انتخاب ماکو از طرف حکومت این بود که اولا مردمش مورد اطمینان بودند و ثانیا کمتر کسی می توانست در ماکو با سید باب ملاقات کند و رنج راه را بر خود هموار نماید.

اما مریدان باب توانستند با او ارتباط بر قرار کنند چنان که در زندان ماکو ملاقات هایی بین ایلچی روسیه و سید حسین یزدی منشی و کاتب مخصوص باب صورت گرفت که خطر فراری دادن سید به خاک عثمانی ها یا روسیه وجود داشت،  بنابراین او را به قلعه چهریق منتقل کردند. در ماکو بود که وقتی اشتیاق مردم را نسبت به خودش دید ادعای پیامبری کرد وخود را نقطه الاولی و مظهر الله خواند؛ اعلام کرد که کتاب بیان ناسخ کتاب قرآن است.

وی به این موضوع تکیه داشت که دوره پیام آوری حضرت محمد(ص) سپری شده و قرآن و شریعت او کهنه شده است. اکنون باید تغییر کنند و قوانین جدید و نوی ارائه شوند. بنابراین در کتاب بیان خود قوانین و اصول جدیدی ارائه می دهد که معتقد است مایه بهروزی و داد در روی زمین است. به تدریج یک رشته قوانین جدید درباره دفاع از حقوق فردی ، مالکیت و وراثت از سوی علی محمد باب، بنیانگذار فرقه بابیه صادر شد.

وی قرآن را در دست داشت و شرح اعمال و رفتار مردم و بعضی آخوندها را که بر خلاف قرآن بود روشن می ساخت و به آنها حمله می کرد. در مدتی که سید باب در زندان بود شورش ها و اقدامات خطرناکی توسط پیروانش انجام می شد. اجتماع بدشت برای رهایی باب از زندان ماکو و ترویج دین باب بود که در این اجتماع قرار شده بود عقاید و اندیشه های سید باب به طور علنی به مردم گفته شود.

اولین داعیه دار آزادی زنان!

در این اجتماع قره العین طی یک سخنرانی پر شور طبق یک نقشه قبلی ناگهان کشف حجاب کرد و آزادی زنان را اعلام کرد و ملامحمد بار فروش نیز رسما لغو دین اسلام را اعلام کرد و از مالکیت عمومی و اشتراک اموال سخن گفت و روستاییان و شهریان را از هر گونه بهره مالکانه و مالیات به دولت و فئودالها معاف کرد. با سختی هایی که مردم ایران در آن زمان از دست ملاکان و فئودالها می کشیدند دور از انتظار نیست که عده ای در همین اجتماع به بابیان پیوسته باشند.

قره العین
قره العین

حادثه قزوین و کشته شدن مرحوم برغانی توسط قره العین، حادثه تلخ قلعه شیخ طبرسی به رهبری ملاحسین بشرویه که با فوت محمد علی باب انجام شد و… از اجتماعات جدی بابیان و اقدامات آنان در این سالها بود. حمزه میرزا با اعتراض علما و هول و اضطرابی که به پا شده بود در تبریز جلسه ای با حضور علما و ناصرالدین میرزای ولیعهد برای مناظره با باب ترتیب داد.

علمای دعوت شده به این مناظره عبارت بودند از ملامحمد مامقانی، حاج ملامحمود نظام العلما، حاجی میرزا علی اصغر شیخ الاسلام، میرزا محسن قاضی، حاج میرزا عبدالکریم ملاباشی، میرزا حسن ملاباشی، حاجی مرتضی قلی مرندی علم الهدی. پس از این جلسه وانجام مناظره ای طولانی و مطرح شدن سوالات و پاسخ های بی سر و ته، توبه نامه ای ظاهری نوشت و استغفار کرد و به او چوب زدند ولی به حرفها و ادعاهای خود ادامه داد.

در اینجا هم دولت انگلیس و هم دولت روسیه با وجود چنین طعمه ای شروع به دخالت های جا و بیجا در سرنوشت، اعدام یا عدم اعدام باب می کنند و همان طور که علی اصغر شمیم در کتاب ایران در دوره سلطنت قاجار می گوید عمال زیرک حکومت هند و انگلیس، علی محمد باب بنیانگذار فرقه بابیه را وسیله تبلیغات سیاسی خود قرار داده تا حدی که امکان داشت از مردم ساده لوح و طماع به عنوان مرید دور او گرد آمدند.

غیبت باب از انظار و توجه روزافزون حکمران اصفهان نسبت به او و برخی مقتضیات و عوامل اجتماعی آن عصر بر اهمیت باب افزود. در واقع باید گفت بنا به گفته فرج الله عفیفی در کتاب جنایت فجیع بهائیان فتنه فرقه گرایی از جمله مهماتی است که فضای لازم برای دشمنان دین اسلام را فراهم می نماید و خطری است که همه جوامع دینی را تهدید می کند.

سرنوشت بنیانگذار فرقه بابیه، علی محمد باب به کجا رسید؟

میرزا تقی خان امیر کبیر که در این زمان به عنوان صدر اعظم ناصرالدین شاه منصوب شده بود با اغتشاشات زیادی در کشور مواجه شد. وی پس از فرو نشاندن فتنه سالار متوجه فتنه بابی ها و تشکیل محافل ایشان شد. وی برای اطلاع یافتن از امور کشور و با خبر شدن از رفتار حکام و نظامیان، تشکیلاتی به وجود آورده بود که می توان نام آن را سازمان جاسوسی و ضد جاسوسی امیرکبیر نامید.

در این سازمان امیر کبیر تعدادی منهی استخدام کرده بود که در صورت هر اتفاقی این سازمان در اسرع وقت باخبر می شد و اقدام لازم را انجام می داد. این خفیه نویسان و منهیان حتی در سفارتخانه ها و کنسولگری های موجود در کشور هم حضور داشتند و امیر را از هر اتفاقی باخبر می کردند. میرزا تقی خان در میان اقلیت های مذهبی نیز تعدادی منهی داشت و از همین طریق با خبر شد بابیان قصد قتل میرزا ابوالقاسم امام جمعه و هجوم به کاخ سلطنتی را گرفته اند.

بنابراین آنان را دستگیر کرد. پس از آن از بیم آنکه اگر او را پنهانی مقتول سازند مردم مرگ او را باور نکرده وفتنه برپا می کنند و منتظر ظهور او می شوند تصمیم گرفتند او را در عموم مردم دار بزنند. بنابراین میرزا علی محمد و ملامحمدعلی و سید حسین را برداشته به خانه حاجی میرزا باقر امام جمعه تبریز و ملا محمد مامقانی و آقاسید علی زنوری بردند. نهایتا در خانه حاجی میرزا باقر امام جمعه تبریز، اعتقاداتش را مکتوم کرد و حاجی میرزا فتوای قتلش را صادر کرد.

در محل اعدام عده کثیری از سکنه تبریز جمع شده بودند. بنیانگذار فرقه بابیه در این زمان تنها نبود و دو نفر از مریدان وی نیز برای اعدام آورده شده بودند. یکی از این دو نفر سیدحسین یزدی بود که در تمام مدت حبس باب با او همراه بود و همینکه به محل اعدام آورده شد اظهار پشیمانی کرد و از اعدام نجات یافت ولی دوسال بعد در تهران همراه با بابیانی دیگر دستگیر شد و به قتل رسید.

معجزه ی مؤسس فرقه بابیه!

فرد دیگری که برای اعدام به صحنه آورده شده بود شخصی به نام آقا محمدعلی بود که او تا لحظه اعدامش به باب وفادار ماند و اعدام شد. اتفاق جالب توجه در این زمان این بود که بعد از شلیک سربازان جمع حاضر متوجه ناپدید شدن باب شدند چراکه گلوله ای که می بایست به باب اصابت می کرد به طناب ها اصابت کرده بود و باب در اتاق قراولان پنهان شده بود که سربازان وی را یافتند و اعدامش کردند. این واقعه پیروان باب را استوارتر کرد و حتی بعضی از مخالفین را تحت تاثیر قرار داد.

جناره ها را به بیرون شهر بردند تا طعمه حیوانات گردند ولی سلیمان خان و چند نفر دیگر از بابیان جنازه ها را برداشتند و به تهران فرستادند. در تهران طبق فرمان یحیی صبح ازل جنازه ها را به امامزاده ای واقع در همدان بردند و جنازه ها تا مدتی آنجا بود. تا این که بعد از تشکیل فرقه بهائیت به دستور بهاءالله، بهائی ها جنازه باب را به جای دیگر منتقل کردند که به جز ایشان کسی از جای آن مطلع نیست. البته این مطلب مورد قبول منابع غیربهایی و داخلی مثل کشف الحیل نیست.

تنها علت عدم اعدامش تا آن زمان جنونی بود که علما به وی نسبت می دادند تا اینکه همان طور که گفته شد در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه توسط امیرکبیر به دار مجازات آویخته شد. یوسف فضائی نویسنده کتاب” تحقیق در تاریخ و فلسفه بابی گری، بهائیگری و کسروی گرایی “اعتقاد دارد علاوه بر آشفتگی های سیاسی،  اجتماعی و اقتصادی دوره قاجار چیزی که باعث موفقیت باب شد پیشگویی ها و مژده های سید کاظم رشتی درباره ی نزدیکی ظهور امام غائب بود و علت دیگر آن مخالفت با دولت وقت با بابیان و بروز زد و خورد با پیروان آن بود.

چیزی که آیتی در کتاب کشف الحیل نیز به آن معتقد است. از چشم انداز بستر اجتماعی شکل گیری بابیه باید گفت که این فرقه در جامعه ای نامنسجم و فاقد همبستگی های اجتماعی و به لحاظ اقتصادی ضعیف سر بر آورده بود به طوری که تعامل میان جنبش و این زمینه اجتماعی در تعیین اهداف و استراتژی هایی که جنبش اتخاذ کرده بود بسیار موثر بود. عنصر مهم در این قضیه نقش پررنگ علما بود که فتنه بابیان را در داخل کشور از بین برد و مقام علما را استحکام بخشید.

در این مقاله شرح مفصلی از زندگینامه علی محمد باب، بنیانگذار فرقه بابیه آورده شد. امیدواریم از مطالعه ی این نوشته لذت برده باشید. در پایان پیشنهاد می کنیم اگر به مطالعه بیشتر در مورد فرقه بابیه و همچنین روند شکل گیری آن علاقمند هستید، کتاب معرفی شده در بخش بعدی را تهیه و مطالعه نمائید.

پیشنهاد مطالعه

بررسی زمینه های داخلی شکل گیری فرقه بابیه در ایران از دیدگاه مستشرقان
بررسی زمینه های داخلی شکل گیری فرقه بابیه در ایران از دیدگاه مستشرقان

این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در email
Email
مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0
    0
    سبد خرید
    سبد خرید شما خالی استبازگشت به صفحه محصولات