فرقه بکتاشیه، از فرقه های سری رو در روی اسلام

● زمان تقریبی لازم برای مطالعه: " 4 دقیقه "

در این مقاله به فرقه بکتاشیه و نفوذ یهود در آن و نهایتا انحلال دولت عثمانی می‌پردازیم. فرقه بکتاشیه از فرقه‌های صوفی است که ادعای شیعی‌گری دارد. مؤسس واقعی آن حاجی بکتاش ولی است اما به صورت فرقه‌ای منسجم به شخصی به نام بالم سلطان منسوب است. این فرقه به دلیل طرفداران زیادی که داشت قدرتی بی رقیب محسوب می‌شد. به همین دلیل ملعبه‌ی خوبی برای استعمارگران بود. از طرفی دیگر امپراطوری عثمانی هم برای استعمارگران مانعی جدی بود. بنابراین فرقه بکتاشیه وسیله‌ای برای از هم پاشیدن امپراطوری عثمانی شد. با ما در ادامه همراه باشید.

حاجی بکتاش ولی رهبر فرقه بکتاشیه از فرقه های سری
حاجی بکتاش ولی رهبر فرقه بکتاشیه

اسلام؛ راه مبارزه با استعمار

از وقتی اسلام تنها مبارز روبروی قدرت‌های جهانی شد مبارزه با این دین در دستور کار استعمارگران و جاه‌طلبان قرار گرفت. قرن 16 میلادی قرنی است که اسلام به سمت‌و‌سوی پیشرفت عجیبی می‌رفت. صفویه و عثمانی و گورکانیان هند در آسیا و حکومت اسلامی مسلمانان در اندلس و پیشرفت آن تا افریقا، قدرت‌های استعماری را به شدت نگران کرده‌بود. فرهنگ و زبان اسلامی کم‌کم جای پای مناسبی در بین مردم افریقا و آسیا و حتی اروپا پیدا کرده‌بود.

استعمارگران اروپایی انواع حیله را به کار می‌بردند تا قدرت را از دست مسلمانان بگیرند. راه‌اندازی فرقه های سری و یا حمایت از آنها یکی از این راه‌ها بود. گاهی اوقات هم با به وجود آمدن یک فرقه، نفوذ و جهت دادن به آن، در دستور کار قرار می‌گرفت. فرقه بابیه، فرقه بهائیه و فرقه بکتاشیه در آسیای صغیر از این نوع فرقه‌ها بودند.

فرقه بکتاشیه و شکل گیری آن

بکتاشیه فرقه‌ای صوفی است که به گفته‌ی اهالی فرقه، از شیعیان دوازده امامی هستند. این فرقه به عارفی به نام حاجی بکتاش ولی منسوب است که در سده‌ی هفتم هجری می‌زیست. سرآغاز واقعی فرقه بکتاشیه به‌ عنوان یک طریقت منسجم به اوایل سده‌ی دهم هجری و به فردی بنام بالم سلطان می‌رسد که در میان بکتاشیان به پیر ثانی معروف است. بالم سلطان معاصرِ سلطان بایزید دوم، سلطان عثمانی و شاه‌ اسماعیل اول، بود. بکتاشیان در طول تاریخ عثمانی شورش‌های بزرگی به‌پا کردند.

مهم‌ترین شورش بکتاشی‌ها در سال 933 ه‌ق در ولایت قرامانیه رخ داد. رهبری این شورش با قلندر چلبی بود. شورش قلندر چلبی از عواملی است که سبب شد پیشروی سلیمان قانونی در اروپا متوقف شود و سمت‌وسوی تهاجمات علیه ایران صفوی منحرف شود. در واقع قدرت بکتاشیه به قدری بود که حرکت پادشاه عثمانی را جهت می‌داد و شاه عثمانی ناگزیر به رعایت حق و حقوق بکتاشیان بود. این فرقه در سده‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی، به‌تدریج گسترش یافت و به پرشمارترین فرقه‌ی اهل تصوف در عثمانی بدل شد.

انحلال فرقه بکتاشیه

فرقه بکتاشیه رقیب جدی امپراطوری بود و این خوشایند سلطان عثمانی نبود. بنابراین فرقه بکتاشیه در زمان سلطان محمود دوم که بنیان‌گذار اصلاحات غرب‌گرایانه بود، توسط سلطان منحل شد و به‌شدت سرکوب گشت. برای تحقق این هدف، اجتماع بزرگی از علمای استانبول و سران فرقه‌های دراویش نقش‌بندی، مولوی، خلوتیه، سعدیه و قادریه توسط سلطان محمود گرد هم آمدند و به تکفیر بکتاشی‌ها رأی دادند. بلافاصله سران بکتاشی دستگیر شدند. ۳ تن از ایشان به قتل رسیدند و سایر رهبران طریقت هم تبعید شدند. بعد از انحلال این فرقه، شبکه‌ی گسترده‌ی تکیه‌ها و اموال و املاک پهناور آن به نقش‌بندی رسید.

در این شرایط ناگوار برای فرقه‌ی بکتاشیه بود که یهودیان مخفی مستقر در عثمانی، فرقه بکتاشیه را ابزاری مناسب برای تأثیرگذاری بر سیاست عثمانی یافتند. آنان در بکتاشیه و قشون ینی چریک (قشون نظامی سپاه عثمانی) که به بکتاشیه پیوسته بودند نفوذ کرده و این قشون را به‌تدریج به سوی نابودی سوق دادند. ساختن فرقه‌ای نو و جدید از برنامه‌های یهود شد. یهودیان از رابطه‌ی نزدیک سران فرقه دونمه یا پیروان شابتای زوی با بکتاشی‌ها سخن می‌گویند. شابتای پس‌ از گرایش به اسلام با فرقه بکتاشیه رابطه‌ای نزدیک برقرار کرد و غالباً در مناسک ایشان حضور می‌یافت.

شابتای پس‌ از گرایش به اسلام در حضور سلطان محمد چهارم به عنوان قاپوچی باشی دربار منصوب شد. قاپوچی باشی در امپراتوری عثمانی به معنی رییس نگهبانان دروازه است. بکتاشی‌ها امام موعود خود را به‌عنوان نگهبان دروازه می‌شناختند و این باعث شد گروهی از بکتاشی‌ها شابتای زوی را به‌عنوان مسیح موعود دین یهود مورد تکریم قرار دهند. تمایل شابتای به اسلام در پی یک نقشه‌ی از پیش‌ طراحی‌ شده بود.

شابتای تا حدود زیادی در این مأموریت موفق بود چرا که اندکی بعد امپراطوری عثمان در سراشیبی سقوط قرار گرفت و اعضای فرقه بکتاشیه به درون امپراتوری نفوذ کردند و بر دستگاه‌های اجرایی سلطه یافتند. آنها از این طریق به کودتایی بدون خون‌ریزی دست زدند. شابتای در سده‌ی ۱۷ به دلیل ترویج هرزگی جنسی در میان مسلمانان به آلبانی تبعید شد و همان‌جا درگذشت. در این دوران پیروان یهودی او در کسوت مسلمانان به زیارتش می‌شتافتند و کم‌کم آن‌جا اقامت گزیدند.

سرکوب و پیگرد بکتاشیان تداوم جدی نیافت و اندکی بعد از این، فعالیت خود را از سر گرفتند. شاخص‌های اصلی این فرقه در این زمان سِرّی بودن آن بود. در این دوران پیوندی عمیق میان بکتاشیان و فراماسونی عثمانی ایجاد شد که در دیوان‌سالاری عثمانی از فرادست کامل برخوردار بود. این پیوند آن‌قدر عمیق بود که از تشیع به‌عنوان سازمانی شبه ماسونی یاد می‌کنند. بعدها بکتاشی به یک حرکت سیاسی دینی تبدیل شد و مسیحیان یهودیان نیز به این فرقه پیوستند.

انحلال دولت عثمانی

از این به بعد این فرقه در نهادهای عالی عثمانی نیز نفوذ یافت؛ به طوری که مادر سلطان عبدالعزیز عثمانی نیز بکتاشی بود. در این زمان فعالیت بکتاشیه کاملاً آشکار شده‌بود. همان‌طور که گفته‌شد این فرقه در فروپاشی دولت عثمانی نقش مؤثر داشت ولی با فروپاشی عثمانی علی‌رغم زحماتی که برای این کار کشیده بودند بکتاشیه هم منحل شد. در واقع مجلس عالی جمهوری ترکیه حضور ایشان در حکومت را نپذیرفت. از این‌جا به بعد مرکز فعالیت فرقه بکتاشیه به آلبانی منتقل شد و مورد حمایت حکومت آلبانی قرار گرفت.

این مقاله توضیحی کوتاه برای از هم پاشیدن امپراطوری بزرگ عثمانی توسط استعمارگران و منفعت‌طلبان بود. علم کردن فرقه بکتاشیه برای چنین کاری یکی از راه‌های از بین بردن این امپراطوری بود. برای اطلاعات بیشتر در این باره می توانید به کتاب یهودیان مخفی و طریقت بکتاشی – سیری در تاریخ بکتاشی گری نوشته‌ی عبدالله شهبازی مراجعه کنید.

این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در email
Email
مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0
    0
    سبد خرید
    سبد خرید شما خالی استبازگشت به صفحه محصولات