بررسی جامع علم شرق شناسی

● زمان تقریبی لازم برای مطالعه: " 7 دقیقه "

شاید تابحال واژه های استشراق و مستشرق را شنیده باشید. این کلمات به علم شرق شناسی بر می گردد که قصد داریم در این مقاله، در مورد آن صحبت کنیم. پیشنهاد می کنیم با ما در ادامه ی این نوشتار، همراه باشید تا به طور کامل با این علم آشنا شوید.

بررسی جامع علم شرق شناسی
بررسی جامع علم شناخت شرق

شرق شناسی چیست ؟

کلمه مستشرق به معنای عام آن به دانشمند غربی اطلاق می شود که شرق را مورد مطالعه قرار دهد؛ چه زبانهای شرقی، چه آداب و رسوم، چه تمدنها و ادیان و چه حوزه جغرافیایی را. به طور کلی شرق شناسی پژوهش های غرب در خصوص شرق اسلامی ، زبان، آداب و رسوم، تاریخ، اعتقادات، قوانین و تمدن آن را در بر می گیرد. در واقع استشراق، دانش شناخت جهان شرق است.

به عبارتی دیگر این علم رشته فعالیت کسی است که در خصوص شرق مطالعه می کند و به دیگران نیز تعلیم می دهد. در واقع به علمی گفته می شود که درباره شرق قضاوت کرده و واقعیت های آن را بررسی و تفسیر می کند. البته بعضی از محققان این علم را نوعی فعالیت برای سیاه نمایی جوامع غیر مسیحی و انسجام مسیحیان در برابر قدرت و تهدید اسلام و مسلمین می دانند.

اعتقاد دارند غرب آنچه نمی پسندد به شرق نسبت می‌دهد؛ شرق شناسی امیال غربیان را در مورد شرق در رشته های آکادمیک مدون می سازد؛ تصاویر مربوط به شرق به صورت جهل مصنوع و عامدانه ساخته و پرداخته شده است. ولی نباید از نظر دور داشت که استشراق منافعی هم برای شرق داشته از جمله: کشف و قرائت خطوط باستانی، شناساندن مواریث بشری و کشف بعضی موضوعات دشوار در فرهنگ ملل غیرغربی.

شرق شناسی از کجا به وجود آمد؟

لفظ مستشرق در اروپا در پایان قرن هجده علی رغم وجود ریشه های آن در قرنهای قبل پدید آمد. این لفظ برای اولین بار در انگلیس در سال 1779 و در فرانسه در سال 1799 میلادی استفاده شد ولی مفهوم آن در سال 1838 در قاموس آکادمی فرانسه درج گردید. محرک و انگیزه های آغاز زودهنگام استشراق منازعه ای بود که بین دو دانشمند مسیحی و مسلمان در اندلس و سیسیل بود. در واقع همان تاریخ منازعه جهان غرب مسیحی در قرون وسطی با شرق اسلامی و ایدیولوژیک در حوزه دینی آغاز استشراق بود. خود واژه شرق نیز از چند منظر قابل تعریف است:

الف: جغرافیایی که در این مفهوم مراد از شرق همان آسیا، خاورمیانه باستانی، دنیای غیراروپایی است.

ب: ایدئولوژیکی: در این معنا شرق مسلمان در برابر غرب مسیحی قرار می گیرد.

ج: سیاسی: در این معنا شرق خطری است که دنیای مسیحی غرب و جهان سرمایه داری را تهدید می کند. این خطرها در اسلام و سوسیالیسم نهفته است.

برخی از محققان معتقدند تولد شرق شناسی مربوط به مجمع وین در قرن سیزدهم میلادی است که در آن سال علمای مسیحی تصمیم گرفتند در بسیاری از شهرهای اروپا کرسی های زبان عربی ، یونانی و عبری تدریس کنند. ریمون اول مهره اصلی این تصمیم گیری برای نفوذ در اعراب و کشاندن آنها به مسیحیت بود؛ ولی بعضی دیگر از محققان و نویسندگان تولد این علم را از قرنها پیش از میلاد مسیح و آغاز روابط ایران و یونان می دانند.

ادوار شرق شناسی

از نظر برخی از نویسندگان و محققان، این علم به چند دوره دسته بندی می گردد:

1. از قرن ششم قبل از میلاد تا ششم میلادی بین حکومت ایران و یونان کشاکش قدرت بود.

در این مرحله شناخت شرق توسط غرب، برای مقابله و تهاجم ایران بود.

2. آشنایی اولیه غربیان با اسلام در عصر ظهور اسلام توسط پیامبر(ص).

3. اسلام شناسی مغرضانه و نقدنویسی انفرادی علیه اسلام در قرن هشتم میلادی.

در این دوره شرق شناسی با انتشار دروغ و تهمت درباره اسلام و پیامبر اسلام آغاز شد.

4. اقدام کلیسا برای ترجمه قرآن و اسلام شناسی.

در این زمان غرب توانایی لازم برای تهاجم به جوامع غیرمسیحی را نداشت.

5. شروع جنگهای صلیبی و رویارویی نظامی غرب و شرق و عکس العمل غرب از طریق فراگیری زبان عربی و ترجمه قرآن و نقد آن؛ با حضور صلیبیون در شرق نوشتن سفرنامه آغاز شد.

6.انتقال علوم و تمدن شرق اسلامی به غرب از قرن سیزدهم.

در این قرن مجمع وین با حضور علمای مسیحی برگزار می شود. پس از آن به ترجمه کتابهای فلسفی و علوم اسلامی پرداخته شد.

7.چاپ و نشر کتابهای اسلامی و ضداسلامی و تاسیس اولین چاپ خانه کتابهای عربی در غرب در قرن شانزدهم.

از قرن شانزده و با خارج شدن اروپا از قرون وسطی علاقه غرب به شرق با توسعه استعمار و امپریالیسم همراه شد. در این قرن شرق شناسی از حالت تبشیری خارج شد که انعکاسی از شکل گیری سرمایه داری دوره رنسانس بود.

در همین زمان کرسی های تدریس زبان عربی در بسیاری از شهرهای اروپا افتتاح می شود و شرق شناسی با گسترش اروپا و نفوذ آن در شرق، مقایسه تاریخی شرق با غرب، علاقه رومانتیکی غرب به شرق و طبقه بندی گروه های انسانی از حالت مذهبی و دینی خارج می شود و پایگاه عرفی و لائیک می گیرد.

در این دوره به فراگیری زبانهای شرقی برای آشنایی با اندیشه مسلمانان و رد دیدگاههای آنان پرداخته شد.از قرن شانزدهم میلادی تجارت با شرق شروع شد و در قرن هفدهم کرسی های زبان عربی در دانشگاههای غرب دایر شد. تا این قرن شرق شناسی بر پایه اهداف تبشیری و تا حدودی تجاری بود.

8. آغاز ورود استعمار غرب به شرق با ورود هلند و بریتانیا به هند در قرن هفده تا شروع قرن نوزده و حمله ناپلئون به مصر.

در این قرن تلاش استشراق برای استعمار به اوج خود می رسد و پژوهشگران غربی با استخدام در سفارتها و کنسولگری ها وارد شرق می شوند ؛همچنین موسسات شرق شناسی در غرب افزایش می یابند. داعیه اسلام خواهی و احیای حقوق اسلامی توسط ناپلئون از دستاوردهای شرق شناسان بود. با پایان قرن هفده و شروع قرن هجده رویکرد شرق شناسان به شرق و اسلام تا حدودی بی طرفانه و عقل گرا شد.

شرق شناسی در قرن هجده، شرق را با نگاهی برادرانه و مبتنی بر درک و فهم می نگریست و این خوشبینی تفکر تساوی مواهب و استعدادهای طبیعی را در همه انسانها گسترش داد. در قرن نوزدهم نگاه محترمانه اروپا به غیر اروپاییان به رویکردی متکبرانه و مبتنی بر خودپسندی تبدیل شد و نظریاتی پدید آمد که در آن ملتها را به مترقی و عقب مانده تقسیم می کرد. قسم اول آریایی ها بودند و قسم دوم سامی ها. ورود استعمار در این دوره نیز از میراث استشراق بود و میراث استعمار هم استشراق بود. سلطه اروپا بر شرق در این دوره حاصل کار مستشرقان بود.

9. قرن بیستم و آغاز استشراق علمی.

حرکت استشراق در قرن نوزدهم و بیستم دارای شکوفایی شد. کاملا رنگ و بوی علمی گرفت که با حرکت سیسلوستر دوساسی و تاسیس مدرسه زبان های زنده شرقی در پاریس با محوریت فایده علمی آغاز شد. تلاش های سیسلوستر بر پایه مطالعات عربی در نحو و ادبیات شعر و نثر بود. ولی با این حال مستشرقان در این دوره با همه ادعای بی طرفی دارای تعلقات دینی و سیاسی هستند. در این دوره شرق شناسی، شاهد حضور پیروان دین یهود نیز هست.

استشراق برای یهودیان که در تاریخ از هر فرصتی برای ضربه و نیرنگ علیه اسلام استفاده می کنند فرصتی برای ایشان به وجود آورد تا بتوانند به آرزوی دیرینه خود دست یابند. لذا در پوشش علم وارد این حوزه شدند. این روند تا دوره های بعدی و تا امروز نیز با جدیت ادامه دارد و بهتر است گفته شود ریاست بسیاری از پژوهشکده های شرق شناسی نیز امروزه با یهودیان و صهیونیسم است.

10. شیعه شناسی و بررسی انقلاب اسلامی و نبرد مستقیم استشراق استعماری با تشیع و انقلاب اسلامی؛ چراکه انقلاب اسلامی نابودگر آرزوهای غرب شد.

در این دوره و یا به عبارتی دیگر در دهه های 1970 و 1980 به دلیل بیداری مسلمانان و شرق ، غنی ترین متون شرق شناسی ایجاد شد. در واقع بهتر است گفته شود آشنایی اروپاییان با دین اسلام دانش شرق شناسی و دوره های تکمیل کننده آن را ایجاد کرد و شکل داد.

ادوارد سعید ادوار شرق شناسی را به گونه ای دیگر می داند:

1. پس از گشوده شدن اندلس به دست مسلمانان و شکوفایی حیات علمی در آن دیار و فتح جزایر دریای مدیترانه و سواحل آن که با پایان جنگهای صلیبی نیز پایان یافت.

2. پس از جنگهای صلیبی تا نیمه قرن هجدهم میلادی.

3. از نیمه قرن هجدهم میلادی تا جنگ جهانی دوم.

4. پس از جنگ جهانی دوم تا کنون.

استشراق و اسلام

اسلام به عنوان یک معضل در حوزه عمل با انجام اقداماتی مشخص مانند جنگهای صلیبی دعوت مسیحیت و مبادله تجاری را می طلبید. به عنوان یک معضل در زمینه حکمت و دانش به صورت جدی پاسخ به سوالات متعدد در این زمینه را طلب می کرد و این امر مستلزم شناخت واقعیت هایی بود که فهم آن آسان نبود و شناخت تاریخ، ادبیات و زبان شرق را می طلبید.

در طول تاریخ، استشراق با ترجمه های مختلف بر قرآن، معجم نگاری کتابهای دینی، فهرست نویسی کتابهای شرقی، تالیف آثاری درباره اسلام و شرق، نگارش دایره المعارف های اسلامی، آموزشگاههای تدریس زبان عربی و فارسی برای دستیابی به فرهنگ شرق، برگزاری کنفرانس های شرق شناسی، جهان گردی و سیاحت در شرق، اعزام مامورانی به عنوان طلاب دینی برای عرضه اسلامی جدید، پذیرش دانشجو از کشورهای اسلامی و شست و شوی مغزی آنها، تاسیس مرکز مطالعات در کشورهای اسلامی و غیراسلامی، تاسیس مدارس دولتی و بیمارستان برای مسلمانان، ایجاد تفرقه بین شیعیان و اهل سنت، ترویج روشن فکری و تساهل آزادی خواهی در عقاید و مطبوعات و شکار چهره های بومی کشورهای شرقی برای فوذ فرهنگی بر شرق تلاش می کند.

در طول تاریخ به اشکال مختلف این علم برمی‌خوریم از جمله شرق شناسی انگلیسی ،فرانسوی ،آمریکایی ، آلمانی و. . . . یعنی هر کشوری با شیوه ای مختلف بر شرق شناسی مغرب زمین حاکمیت داشته است. مدتی شرق شناسی فرانسوی ، مدتی انگلیسی و. . . . . برای مثال مدتی که شرق شناسی آلمانی حاکمیت داشت استشراق، بیشتر حالت علمی و آکادمیک به خود گرفته است. تا پایان قرن نوزده، انگلیس و فرانسه و از جنگ جهانی دوم آمریکا بر شرق شناسی حاکمیت داشته است.

شرق شناسان در طول تاریخ مسیر حاکمیت غرب بر شرق را با ارائه تصویری از شرق که جوابگوی خواسته های حکومت و جوامع استعمارگر بود هموار کرده اند.
اهداف این علم در طول زمان از حالت تبشیری به حالت دانشگاهی و علمی و در نهایت استعماری تکامل یافت. در شرق شناسی جدید، شرق با مدرنیته سنجیده می شود.

امروزه شرق شناسی مدرن با کمک رسانه ها  به اهداف خود جامه عمل می پوشاند. ساخت آثار هنری و سینمایی درباره تمدنهای شرقی به ویژه تمدن اسلامی از این دست فعالیت‌ها می باشد. پرداختن به مفاهیم آخرالزمانی با تکیه بر متون مسیحی و یهودی و ستیز با اسلام از مهمترین عناصر این فیلمها می باشد. ارائه تصویر مسلمانان به عنوان افرادی خشن و دیوانه به همان اندازه در قاموس فیلهای هالیوود شایع است که در رمانهای عامه پسند.

استعمال لفظ شرق شناسی امروزه بیشتر جنبه فرهنگی دارد. به دوره بعد از قرن نوزدهم و بیستم دوره فرااستعمار نیز می گویند چون استشراق در اسلام شناسی و به ویژه شیعه شناسی وارد مرحله جدیدی شده است.

امیدواریم مطالعه ی این مقاله برای شما مفید واقع شده باشد. در انتها پیشنهاد می کنیم کتاب معرفی شده در بخش بعدی این مطلب را در صورت علاقمندی به این موضوع حتما تهیه و مطالعه فرمائید.

پیشنهاد مطالعه

بررسی زمینه های داخلی شکل گیری فرقه بابیه در ایران از دیدگاه مستشرقان
بررسی زمینه های داخلی شکل گیری فرقه بابیه در ایران از دیدگاه مستشرقان

این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در email
Email
مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0
    0
    سبد خرید
    سبد خرید شما خالی استبازگشت به صفحه محصولات