معرفی فرقه شیخیه به صورت جامع

● زمان تقریبی لازم برای مطالعه: " 6 دقیقه "

در این مقاله قصد داریم شما را با فرقه شیخیه آشنا کنیم. اهمیت این فرقه وقتی روشن تر می شود که بدانیم زیربنای شکل‌گیری فرقه بابیه بوده است. در واقع مؤسس فرقه شیخیه، شیخ احمد احسائی از اساتید علی محمد باب رئیس بابیه بود و او را برای افراطی گری در انتظار ظهور ترغیب کرد. برای آشنایی کامل با این فرقه و روند شکل گیری آن ما را تا پایان این مقاله همراهی نمائید.

نقاشی از شیخ احمد احسائی مؤسس فرقه شیخیه
نقاشی از شیخ احمد احسائی

فرقه شیخیه

شیخیه در قرن سیزدهم هجری و هفدهم میلادی از مذهب شیعه‌ی اثنا عشری منشعب گردیده‌است. بنیانگذار این فرقه یک روحانی شیعه‌ی زاهد بود که به وسیله‌ی بعضی اظهار نظرات تازه در مسائل مربوط به معاد، معراج پیامبر و مفهوم امامت، پیروان بسیاری پیدا کرد و روش تازه‌ای در تشیع به وجود آورد. در حقیقت می‌توان گفت این روحانی که شیخ احمد احسائی نام داشت با ایجاد این مذهب ساختگی در ظاهر توانست به اختلاف اصولیان و اخباریان پایان دهد. این در حالی است که بعضی از منابع، شیخیه را از شعب شاذلیه می‌دانند که منسوب به ابوالحسن شاذلی از صوفیان معروف شمال افریقا می‌باشد.

شیخ احمد احسائی در سال 1166 هجری قمری و ۱۷۵۳ میلادی در قریه‌ای نزدیک به الاحساء بحرین به دنیا آمد. عقیده‌ی باطنی به امام و امام شناسی از دوران جوانی در وجود او سرشته شد. سراسر دوران جوانی او آمیخته به کشف و شهود و رویاهای مذهبی و عرفانی بود. تمام کوشش او بر این بود تا ثابت کند که با عالم غیب رابطه داشته و علم را از طریق کشف و شهود آموخته است.

او در سال 1186 هجری قمری و ۱۷۷۳ میلادی به اماکن مقدس شیعه رفت. پیوسته در مذاکرات و مباحثات شرکت می‌کرد و اسباب حیرت علما را فراهم می‌کرد. پس از بیست سال به دلیل بیماری وبا نجف و کربلا را ترک کرد و به موطن خود بازگشت. دوباره از بحرین خارج شد و به بصره و حواشی آن رفت و در آنجا با صابئین حران رفت و آمد می‌کرد. پس از چندی برای زیارت امام هشتم به ایران آمد و پس از زیارت در یزد مستقر شد. وی همچنین در حین ورود به ایران مورد استقبال علما و فتحعلی شاه قرار گرفت.

مخالفت‌ها با شیخ احمد احسائی

شیخ در این سال‌ها به شهرهای مختلف ایران سفر می‌کرد و در مباحثات شرکت می‌جست تا اینکه در قزوین در یک مباحثه با ملامحمد تقی برغانی توسط او تکفیر شد. یک سال بعد به عراق بازگشت و در آنجا نیز توسط علما مورد بغض قرار گرفت. علما نامه‌ای به حاکم عثمانی بغداد نوشته و حکایت کافر خواندن ابوبکر و عمر را به او نشان دادند. ماجرا از این قرار بود که شیخ احمد احسایی وقتی در کربلا حضور داشت در کتاب شرح الزیاره خود حکایتی آورد که در آن ابوبکر و عمر را کافر خواند.

این کار باعث طغیان اهل سنت شد و عواقب وخیمی برای جامعه‌ی شیعه درکربلا داشت. داوود پاشا حاکم عثمانی بغداد به محض اطلاع از این حکایت کربلا را با قوای نظامی کوبید. در این شرایط بود که جامعه شیعه‌ی عراق تحت ستم قرار گرفتند و جالب اینجا بود که شیخیان و پیروان آن‌ها در امنیت کامل بودند. خانه‌ی سید کاظم رشتی تنها جایی بود که مردم شیعه در آن پناه داشتند.

سید کاظم رشتی از چهره های فرقه شیخیه
سید کاظم رشتی

اعتقادات فرقه شیخیه

شیخ احمد احسائی مطابق عقیده‌ی کلیه‌ی شیعیان اثناعشری به ولادت، غیبت و حیات حضرت محمد بن حسن عسکری عقیده داشته و انتظار فرج و ظهور آن بزرگوار را می‌کشیده و راجع به بعضی اعتراضات واهیه جواب‌های نقلی فراوان می‌داده است. وی به طور فراوان تصریح می‌کرده که وقت ظهور معلوم نیست، توقیت حرام است و هیچ‌کس از وقت ظهور آگاه نیست.

در الاهیات و فلسفه‌ی شیخ احمد احسائی عرفان، تصوف، وحدت وجود، حلول، تناسخ، عناصر فلسفی ایران باستان، فلسفه اسلامی، نظریات اخوان الصفا، فلسفه سهروردی، آئین هرمس، اشکال ابتدایی ماده گرایی و نظریات غلوگرایانه شیعی در هم آمیخته بود. شیخیه بر خلاف علمای اصولی، مجتهد را میانجی کارآمدی بین امت و امام نمی‌دانستند. بنابراین رکن رابع به معنی واسطه‌ای مؤمن بین امام و امت را خلق کردند.

رکن رابع

رکن رابع یعنی کاملان در هر عصری که در دنیا موجودند و زمان از وجود ایشان خالی نمی‌ماند. ایشانند علت غائی خلق عالم و علت توجه مشیت. علت دعوت مرسلین و انبیاء. اگر ایشان نبودند عالم به پا نمی‌ایستاد. بعد از حجت‌های خدا واسطه‌گانی باید باشند که دین خدا را در اطراف زمین و اشخاص عباد پهن کنند تا محبت خدا بر همه کس تمام شود و به همان وجود امام در شهر قبلا بر مردم اتمام حجت نمی‌شود مگر به توسط واسطه‌گان.

پس معرفت خدا و پیغمبران و ائمه از این راه درست است. مرجعیت این هادی امت که مدعی رابطه‌ی مستقیم با امام عصر بود می‌بایست مانند پذیرش عمومی مشرب اخباری‌گری، قاطعانه به وظیفه‌ی مجتهد پایان می‌داد. شیخ احمد احسائی در واقع مصداق رکن رابع بود.

فوت شیخ احمد احسائی

شیخیه شیعیان مخالف خود را بالاسری‌ها می‌خواندند زیرا بالاسریها متشرعه هستند و نماز خواندن بالای سر امام را جایز می‌دانند در حالی که پشت سری‌ها یا همان شیخی ها در هنگام نماز در حرم معصومین طوری می‌ایستند که ضریح میان ایشان و قبله واقع شود.

تسلط کم‌نظیر شیخ احمد احسائی بر علوم مذهبی و فلسفی که مورد تأیید دوست و دشمن بود از یک سو و زهد و تقوای او و بی اعتنائی به شغل و مال از سوی دیگر شهرتی کم‌نظیر و محبوبیتی عجیب در میان مردم فراهم آورد.

ولی همان‌طور که پیش از این گفته شد پس از مدتی به دلیل اعتقادات و باورهای جدیدش توسط حاج ملا محمدتقی برغانی تکفیر شد و مورد برخوردها و بی مهری های زیادی قرار گرفت و پس از مدتی در هفتاد و پنج سالگی در اثر تب شدیدی دار فانی را وداع گفت.

رد پای استعمارگران

پس از ادعاهای شیخ احمد احسائی چشم سیاست بازان خارجی به تداوم شیخیه به عنوان نطفه ای که می تواند تهدیدی جدی برای تشیع و روحانیت و نظام مدافع و مروج همیشگی شیعه به شمار آید باز گردید. به نحوی که پس از مرگ سید کاظم رشتی و ظهور مدعیان جدید، دست اندازی‌های آنان به پرورش و تقویت و تحریک پیروان شیخی شروع می‌شود تا جایی که مسیر حرکت آنان را هدایت و با مداخله‌ی علنی به حفظ حرکت آنان سعی وافر نشان دادند.

در واقع تحریک سید باب به ادامه‌ی راه و حمایت از او در مسیر همین جریان است. استعمارگران با ورود فرقه بابیه به شاخه‌ی بهائی هم دست روی دست نگذاشتند. این کشورها مثل همیشه دخالت در امور کشورهای خاورمیانه از جمله ایران را حق مسلم خود دانستند و وارد عمل شدند.

سرنوشت پیروان فرقه شیخیه

پس از مرگ شیخ احمد احسائی، سید کاظم رشتی که شاگرد ممتاز و یگانه‌ی او بود دنباله‌ی کار او را به مدت هفده سال می‌گیرد. وی دست به خیال‌بافی‌های عجیب و غریب می‌زده و هر چه در برابر خیال مشوش و فکر مغشوش او می‌آمده بدون هیچ اندیشه و ترسی با نیش قلم خود رقم می‌زده است.

حتی در بعضی موارد مطالب را از حد تاویل می‌گذرانده و به مرحله تضلیل و گمراهی می‌کشانده است. وی برای خود جانشینی تعیین نکرد چون اطمینان داشت ظهور بسیار نزدیک است و احتیاجی به تعیین جانشین نیست. کاظم رشتی می‌گفت: زود است که پس از من امام غائب آشکار شود. شاید امام غائب در میان شما باشد و به شاگردان و پیروانش تاکید می‌کرد به جست و جوی امام زمان در همه‌ی شهرها بروند و ندای امام غائب را اجابت کنند.

پس از مرگ سید کاظم رشتی هر کدام از شاگردان او مانند میرزا شفیع و علی محمد باب به دلیل عدم تعیین جانشین از طرف خود سید کاظم ادعای رکن رابع و جانشینی وی را کردند. بنابراین بین او و بسیاری از شیخیان اختلاف افتاد که از میان این مدعیان علی محم باب موفقیت بیشتری کسب کرد.

در این نوشتار اطلاعات مختصری درباره شیخیه، روند شکل‌گیری و همچنین مؤسس آن بیان نمودیم. امیدواریم با مطالعه‌ی این مقاله اطلاعات مفیدی به دست آورده باشید. اگر علاقمند به این موضوعات می‌باشید، پیشنهاد ما مطالعه‌ی کتابی است که در بخش پایانی این قسمت به شما معرفی شده است. از همراهی شما بسیار خرسندیم.

پیشنهاد مطالعه

بررسی زمینه های داخلی شکل گیری فرقه بابیه در ایران از دیدگاه مستشرقان
بررسی زمینه های داخلی شکل گیری فرقه بابیه در ایران از دیدگاه مستشرقان

این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در email
Email
مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0
    0
    سبد خرید
    سبد خرید شما خالی استبازگشت به صفحه محصولات