رابطه صهیونیسم با بهائیت و بازیچه قرار گرفتن کشور فلسطین

● زمان تقریبی لازم برای مطالعه: " 4 دقیقه "

در این مقاله قصد داریم شما را با رابطه‌ی یهود و بهائیت آشنا کنیم. از آنجایی که مناسبات این دو در کشور فلسطین به هم پیوند خورد، در این مقاله به دوستی و رابطه‌ی بین بهائیان و رژیم اشغالگر قدس در این کشور پرداخته می‌شود. بهائیان از وقتی که به سرزمین‌های اشغالی رفتند تحت حمایت شدید انگلستان و صهیونیسم قرار گرفتند. این مقاله توضیحی کوتاه درباره‌ی این رابطه در دوره‌ی تشکیل دولت جعلی اسرائیل و حمایت‌های بی‌دریغ بهائیان از این دولت است. در ادامه با نوخوان همراه باشید.

رابطه صهیونیسم با بهائیت
رابطه صهیونیسم با بهائیت

فلسطین در دوران قیمومیت

پس‌ از سقوط و تجزیه‌ی امپراتوری عثمانی، فلسطین تحت قیمومیت استعمار بریتانیا قرار گرفت تا چرچیل مقدمات تأسیس دولت اسرائیل را فراهم کند. در دوران قیمومیت، بهائیت در این کشور از تسهیلات و امتیازهای ویژه‌ای برخوردار بود. در آن دوران شعبه‌هایی به نام موقوفات بهائی دایر گشت. هرچیزی که به نام مقام متبرکه‌ی بهائی به سرزمین‌های اشغالی می‌رسید از پرداخت عوارض و حقوق گمرکی معاف و همچنین موقوفات بهائی از پرداخت مالیات معاف بودند. طبعا سران فرقه‌ی بهائی خدمات درخور توجهی برای صهیونیسم انجام داده بودند که این‌چنین حمایت می‌شدند. در واقع این جریان، با برنامه‌هایی از پیش تعیین شده و دارای هدفی مشخص بود.

دولتی مثل بریتانیا و رژیم اشغالگر قدس هیچ‌گاه بی‌دلیل از جریان یا فرقه‌ای حمایت نمی‌کنند؛ درست مثل فرقه‌هایی مثل فرقه‌ی بابیه، فرقه‌ی بهائیه و فرقه‌ی بکتاشیه. بهائیان هم در جایی که امکان رشد و نمو و مبارزه با اسلام را داشته باشند خودنمایی می‌کنند. بنابراین منافعی هم برای صهیونیسم و هم برای بهائیان در کار است. در ادامه به خدمات متقابل اسرائیل و فرقه‌ی بهائی بیشتر پرداخته می‌شود.

فلسطین در امپراطوری عثمانی

برای فهم بیشتر مطلب بالا لازم است کمی به عقب برگردیم. در دورانی که امپراطوری عثمانی پابرجا بود هرتزل بریتانیایی می‌کوشید موافقت سلطان عبدالحمید ثانی، حاکم وقت امپراطوری عثمانی را برای ایجاد یک مستعمره‌نشین صهیونیستی در فلسطین جلب کند ولی نتوانست. سلطان عبدالحمید حتی از پذیرش هیئت صهیونیست‌های عازم دربار که ظاهرا برای جلب رضایت سلطان به دربار می‌آمدند، سر باز زد. همچنین یهود را مجبور کرد به جای اجازه‌نامه‌های معمولی اجازه‌های سرخ‌رنگ هم حمل کنند تا از سکونتشان در این کشور به هر طریقی جلوگیری شود.

به‌همین دلیل وجود امپراطوری عثمانی به ضرر منافع صهیونیسم و انگلستان بود و باید فکری برای این مشکل می‌شد. سال‌ها بعد با شکست عثمانی در جنگ جهانی اول زمینه‌ی رخنه به سرزمین‌های اشغالی فراهم شد و در نوامبر ۱۹۱۷ بالفور مساعدت بریتانیا به طرح تشکیل کانون ملی یهود در این کشور را اعلام کرد. با شرایط به وجود آمده جمال پاشا فرمانده‌ی کل قوای امپراطوری عثمانی با شناختی که از عباس افندی به عنوان جاسوس صهیونیست‌ها داشت تصمیم به قتل او گرفت. چراکه از نقش این فرقه در تحقق این هدف آگاه بود. دولت انگلستان نیز به حمایت جدی از عباس افندی برخاست.

اقدامات عباس افندی و شوقی افندی در حمایت از صهیونیسم

امپراطوری بریتانیا در تکمیل این اقدامات به عباس افندی لقب سر و نشان شوالیه‌گری داد. با مرگ عباس افندی همسر هربرت ساموئل شخصا در خاک‌سپاری عباس افندی شرکت کرد. تشکیل رژیم اشغالگر قدس در سال ۱۹۴۸ میلادی در زمان حیات شوقی افندی اتفاق افتاد. پیش‌ از آن شوقی افندی جانشین عباس افندی طی نامه‌ای از علائق مشترک بهائیت و صهیونیسم در فلسطین تاکید ورزید.

در می ۱۹۴۸ میلادی دولت اسرائیل رسماً تاسیس شد و شوقی افندی نظر مثبت خود را برای تشکیل این دولت اعلام کرد. وی همچنین در تلگراف به هیئت بیت‌العدل، تأسیس آن را حاصل پیشگویی‌های حسین‌علی بهاء و عباس افندی شمرد. همچنین شوقی افندی یکی از اهداف بیت‌العدل را ایجاد روابط با این دولت جدید قرار داد. بنابراین با این کار رابطه‌ای را بنا نهاد که حمایت دوجانبه‌ای را به‌همراه داشت. در نشریه‌ی رسمی محفل بهائیان ایران هم این پیوندها مسرت‌آمیز خوانده شد.

اقدامات صهیونیسم در حمایت از بهائیت

در همین چارچوب رژیم اشغالگر قدس امکانات ویژه‌ای برای فرقه‌ی بهائی در نظر گرفت که از جمله‌ی آن‌ها به رسمیت شناختن فعالیت‌های این فرقه در فلسطین اشغالی بود. یکی از نزدیکان شوقی افندی پس‌ از حمایت انگلستان از بهائیت به عنایت صهیونیست‌ها اشاره کرد و گفت الان هم دولت اسرائیل همان روش را اتخاذ نموده و دستور داده که از کلیه‌ی عوارض و مالیات‌ها معاف باشند. در ادامه صهیونیست‌ها قصر مزرعه را هم در اختیار این فرقه قرار دادند. البته این روابط به این سطح محدود نشد و آن‌ها در سطح مسئولان رده اول با هم تعامل صمیمانه داشتند.

سران بهائی در جنگ شش روزه‌ی اعراب و اسرائیل در کنار ارتش صهیونیستی و در برابر اعراب قرار گرفت. در نبرد رمضان هم که تا حدود زیادی ارتش صهیونیست‌ها متحمل شکست شده بود، بهائیان دست به قلم شدند و این جنگ را جدال منفور درگاه کبریا خواندند. پس از جنگ هم شدیدا برای خانواده‌های صهیونیست نوحه‌سرائی می‌کردند. این دولت هم در مقابل، در رسانه‌هایش مدافع همیشگی بهائیت بود. در فیلم‌های تولید شده این کشور، مکان‌های مورد پرستش بهائیان به عنوان جاذبه‌ی توریستی نشان داده می‌شد. رژیم صهیونیستی، بهائیان را نیز تشویق به سفر به اسرائیل برای بازدید از مکان‌های گردشگری بهائیت می‌کرد.

این مقاله توضیح کوتاهی برای پیوند بین دو جریان فکری جعلی بود. این پیوند به همین‌جا ختم نشد و پس از انقلاب اسلامی در ایران هم همچنان حفظ شد که امکان تبیین آن در این مقاله وجود ندارد. برای مطالعه‌ی بیشتر در این رابطه به مقاله بهائیت و اسرائیل پیوند دیرین و فزاینده، نوشته‌ی پویا شکیبا مراجعه کنید. از این‌که با ما همراه شدید سپاس گذاریم.

این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در email
Email
مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0
    0
    سبد خرید
    سبد خرید شما خالی استبازگشت به صفحه محصولات