ظهیرالدوله و صفی علی‌شاه

● زمان تقریبی لازم برای مطالعه: " 4 دقیقه "

این مقاله درباره‌ی پیوند فراماسونری با صوفی‌گری است. همان‌طوری که می‌دانید یکی از راه‌های استعمارگران برای نفوذ در خاورمیانه و استثمار کشورها، فرقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازی و تقویت فرقه است. فرقه‌ی بابیه ، فرقه‌ی ‌بهائیه و فرقه‌ی بکتاشیه از جمله‌ی این فرقه‌ها هستند. نفوذ در جمعیت صوفیان و خانقاه‌هایی مثل صفی علی‌شاه نیز از دیگر راهکارهای غربیان و غرب‌زدگانی مثل میرزا ملکم خان، ظهیرالدوله و … است. فراماسونری نیز به عنوان یکی از سازمان‌های نفوذی غربیان استعمارگر، با نفوذ به این فرقه‌ها و خانقاه‌ها این نقشه را کامل کرده‌است. در ادامه‌ با نوخوان همراه باشید.

ظهیرالدوله و صفی علی‌شاه
ظهیرالدوله

فراماسونری

فراماسونری از انجمن‌های مخفی و تشکیلات سری است که در سده‌های اخیر در اروپا، آمریکا و سپس ممالک شرقی نقش چشمگیری در تحولات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی جوامع انسانی داشته‌است. این جمعیت‌ها که در اصل به‌معنای بنای آزاد هستند، بین سده‌های نهم تا هفدهم میلادی ایجاد شده‌اند. در اواخر قرن دوازدهم یا اوایل قرن سیزدهم، معماران کلیساهای بزرگ آلمان که اغلب یهودی هم بودند تشکلی به نام اتحادیه کارگران بنا خانه ایجاد نمودند.

محل استقرار اتحادیه لژ نامیده شد. اینان جلسات خود را سری برگزار می‌کردند و از راهیابی افراد غیرعضو به لژ به‌شدت جلوگیری می‌کردند. این جمعیت که در انقلاب‌ها و شورش‌های همین سده تأثیر چشمگیری داشتند، به‌تدریج حضور خود را در تحولات سیاسی شدت بخشیدند و در سال‌های ۱۷۱۴ تا ۱۷۱۸ میلادی به‌ راحتی توانستند خاندان آلمانی‌تبار هابسبورگ را در انگلستان به سلطنت برسانند. از این‌ پس با بهره‌مندی پنهان قدرت دربار انگلستان راه سلطه را بر دیگر بخش‌های اروپا هموار کردند.

ظهیرالدوله، صفی علی‌شاه و فراماسونری در ایران

شاخص‌ترین چهره‌ی فراماسونی در ایران، میرزا ملکم خان ارمنی است که بنیان‌گذار اولین لژ فراماسونری در ایران است. وی با انتشار نشریه‌ی قانون، اندیشه‌ی سکولاریستی و اومانیستی را در ایران نشر می‌داد. میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا ابراهیم‌خان حکیم الملک فرزند میرزا ابوالحسن‌خان میرزا ابوالحسن حکیم‌باشی، شیخ ابراهیم زنجانی، میرزا حسین قلی خان نواب، میرزا سلیمان میکده، میرزا یحیی دولت‌آبادی، عبدالرحیم خلخالی، سید محمدرضا مساوات، حسن تقی‌زاده، ملک‌المتکلمین، ذکاءالملک فروغی و محمدعلی فروغی که چهره‌های تاثیرگذاری بر روند سکولاریزه شدن نهضت مشروطه و انحراف انقلاب مشروطه بودند از اعضای این لژ بودند.

در واقع بسیاری از افراد سرشناسی که امروزه ما به عنوان روشنفکران دوره‌ی قاجار می‌شناسیم وابسته به لژ فراماسونری میرزا ملکم خان بودند. ضدیت با دین و رنگ و بوی یهودی از خصوصیات ویژه‌ی لژ فراماسونری یا فراموشخانه بود. تلاش برای ضربه به دین اسلام از اهداف اولیه‌ی فراموشخانه بود. از دیگر اهداف فراماسونری ضربه به اقتصاد ملت‌های مسلمان و وابستگی شدید اقتصادی به غربیان بود. وساطت برای بستن قراردادهای استعماری با دولت‌‌های اروپایی تلاش برای رسیدن به این هدف بود. فراماسون‌ها برای رسیدن به اهداف خود از هیچ کاری فروگذار نمی‌کردند. یکی از اقدامات ایشان نفوذ به خانقاه‌ها و محل تجمع صوفیان بود. نفوذ در خانقاه صفی‌ علی‌شاه در راستای همین اقدام بود.

خانقاه صفی علی‌شاه

مشهورترین صوفی و شاعر بنام دوره‌ی قاجار که در عهد محمدشاه و ناصرالدین‌شاه قاجار می‌زیست، حاجی میرزا حسن اصفهانی فرزند آقا محمد باقر بود. وی ملقب به صفی علی‌شاه بود و خانقاهش در تهران رونق چشمگیری داشت، تا آنجا که بسیاری از رجال دربار به دستگاه او آمد و شد داشتند. رونق دستگاه نمی‌توانست از توجه دربار و بیگانگان مصون بماند. بنابراین ناصرالدین‌شاه، ظهیرالدوله و سپس نجم‌الدوله را مأمور مراقبت از خانقاه وی کرد. عوامل بیگانه نیز که برای فرقه‌سازی در ممالک اسلامی جد و جهد می‌کردند و تقویت خانقاه صفی علی‌شاه را مفید دانستند.

ظهیرالدوله و صفی علی‌شاه
ظهیرالدوله و صفی علی‌شاه

بنابراین علی‌خان ظهیرالدوله ثانی مامور نفوذ در خانقاه صفی علی‌شاه شد. او بین دربار و خانقاه پیوند برقرار کرد و عملاً این خانقاه را به خدمت فراماسونری درآورد. وی در انقلاب مشروطه از مشروطه‌خواهان بود و انجمن خانقاهی ماسونی او کانون اجتماع مشروطه‌خواهان و تصمیمات مهم بود. پیوند و مرید و مرادی ظهیرالدوله با صفی علی‌شاه تا جایی ادامه یافت که صفی علی‌شاه به وی خرقه داد و او را به لقب صفا علی‌شاه ملقب کرد.

وقتی صفی علی‌شاه وفات یافت، بزرگان خانقاه، ظهیرالدوله را به جانشینی او برگزیدند. در سال ۱۳۱۷ ظهیرالدوله انجمنی بنام انجمن اخوت، دستگاهی موازی با خانقاه، تاسیس کرد. محل اجتماع و جلسات علنی اعضای این انجمن فراماسونی شبه خانقاهی، در همان خانقاه اولیه، برگزار می‌شد. ولی کانون اصلی انجمن در خانه‌ی شخصی وی بود. بعد از مرگ او، وفا علی‌شاه مرید و وصی وی، عهده‌دار انجمن اخوت شد.

این مقاله توضیحی کوتاه درباره‌ی پیوند فراماسونری و صوفی‌گری و یا نفوذ در حلقه‌ی درویشان با توجه به نفوذ آن در بین مردم بود. صوفیان و خانقاه‌ها در طول زمان طرفداران خاص خود را داشتند. بنابراین راهی مناسب برای نفوذ و جلب مردم محسوب می‌شدند. در نتیجه استعمارگران نیز به علاوه‌ی دیگر اقدامات خود برای به زانو درآوردن ملت‌های مسلمان و عقب زدن این رقیب سرسخت(اسلام)، نفوذ در این حلقه‌ها را نیز مفید دانستند. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید به مقاله‌ی ظهور فراماسونری در حلقه‌های دراویش محمدمهدی شیرمحمدی مراجعه کنید.

این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در email
Email
مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0
    0
    سبد خرید
    سبد خرید شما خالی استبازگشت به صفحه محصولات